به صورت معمول، مد و فشن به عنوان یک صنعت در سطح جهانی در نظر گرفته میشود با پیشبینی این موضوع که ما چه چیزی میپوشیم، چگونه در مقابل دیگر افراد ظاهر میشویم و سبک استایل ما چگونه است؛ اما مد تنها یک تجارت نیست. بلکه یک نوع پدیده فرهنگی و اجتماعی نیز بوده که برگرفته از میل انسانها به امتحان چیزهای جدید است.
مد و فشن چیزی است که ما به صورت روزانه با آن سروکار داریم. حتی افرادی که میگویند برای آنها مهم نیست چه لباسی بپوشند و کدام رنگها را با یکدیگر ست کنند، هر صبح لباسهایی را به تن میکنند که بیانگر احساس و نکات بسیاری در مورد آنهاست.
یک ویژگی بارز و قابل توجه در دنیای مد و فشن، تغییر است. ما هرروزه در حال آشنا شدن با ایدههای جدید درباره سبک موسیقی، فیلم، انواع مدل لباسها و نحوه استایل کردن آنها و… هستیم. برای نمونه عینک ریبن پس از فیلم Men In Black در میان مردم بسیار محبوب شد یا در دهه ۱۹۵۰ اکثر نوجوانان همچون الویس پریسلی لباس میپوشیدند. همه این موارد مثالهایی از مد و فشن در زندگی ما هستند.
منشا طراحی مد درواقع به سال ۱۸۲۶ برمیگردد. باورها بر این است که Charles Frederick Worth، اولین طراح مد و فشن جهان از سال ۱۸۲۶ تا ۱۸۹۵ بود. چارلز در ابتدا یک پارچه فروش بود که بعدها یک خانه مد در پاریس راهاندازی نمود؛ در واقع او اولین کسی بود که سنت خانههای مد و فشن را شروع کرد و به افراد میگفت که چه لباسی برای آنها مناسب است.
در این دوره، تعدادی از خانههای مد جهت توسعه دادن به الگوهای لباسهای خود، شروع به استخدام افراد هنرمند کردند. به این صروت که الگوها به مشتریان ارائه میشد و اگر مورد پسند آنها قرار میگرفت، لباسها دوخته میشد.
در آغاز قرن بیستم میلادی، تحولات جدیدی در دنیای مد و فشن رخ داد که ابتدا از شهر پاریس شروع شد و از آنجا به سایر نقاط گسترش پیدا کرد. طرحهای جدید لباس قبل از این که راه خود را به جهان باز کنند، برای نخستین بار در پاریس متولد میشدند. به همین دلیل میتوانیم شهر پاریس را “پایتخت مد” بدانیم.
در طول این دوره از تاریخ، مد و فشن همان مدل لباس بود که به صورت انحصاری برای افراد طراحی و دوخته میشد. در اواسط قرن بیستم، لباسهای فشن شروع به تولید به صورت انبوه کردند، بخش تولید عمده افزایش یافت و مردم انتخابهای بیشتری در خرید لباس داشتند.
در اواخر قرن بیستم نیز مد و فشن در میان مردم بیشتر رواج پیدا کرد و آگاهی مردم در این مورد افزایش یافت؛ پس آنها به جای تکیه بر روندهای عرف در بازار، شروع به انتخاب لباسهای راحت و مناسب با سبک و استایل شخصی کردند.
اگر تمایل دارید بدانید مد و فشن دقیقا چه زمانی وارد کشورمان ایران شد، باید بگوییم که سفر کردن ایرانیان از قبیل درباریان و دانشجویان به خارج از کشور در زمان قاجاریه، موجب باز شدن راه مد و فشن به ایران شد. اگر دقیقتر بگوییم، نقطه شروع آن زمانی بود که همسر فتحعلی شاه، الیزابت مک نیل همسر جان مک نیل Sir John McNeill که نماینده بریتانیا در ایران بود را به یکی از مهمانیهای خود دعوت کرد.
لباسی که الیزابت پوشیده بود، بسیار ساده اما جذاب و چشمگیر بود. او یک پیراهن سفید از جنس ساتن با چینهای توری و شنلی قرمز و ابریشمی به تن داشت؛ این استایل با لباسها و جواهرات پر زرق و برق درباریان ایران در تضاد کامل بود.
اما همین لباسهای ساده و جذاب سبب جلب توجه همسر فتحعلی شاه شد و این موضوع آغازی جهت ورود مد به ایران بود. به تدریج افزون بر درباریان، افراد معمولی هم تلاش میکردند تا سبک لباس پوشیدن و حتی آرایشهای اروپایی را برای خود تقلید کنند.
همانگونه که میدانید، مد نوعی سبک غالب در یک فرهنگ و در یک زمان مشخص است. مد ارتباط مستقیمی با ترندهای جدیدی که شما در حین خرید با آنها مواجه میشوید دارد. از سمت دیگر، استایل، همان شیوه خاص هر نفر برای بیان خودش است. فرقی نمیکند که این شیوه خاص از طریق لباس پوشیدن بوده یا نوشتن و حتی یک سبک کاری است. بنابراین در دنیای مد، کلمه استایل به معنای سبک شخصی میباشد.